|
1. آمریکا در همه زمینه ها با چینی ها همکاری و رقابت میکند و حتا در بازداشت کنشگران سیاسی و آزادیخواهان چینی بوسیله سایتهای گوگل و یاهو به دولت چین یاری میرساند اما در زمینه امور نظامی و رشد سرمایه گذاری های ارتش چین نه تنها همکاری نمیکند حتا به تهدید روی می آورد در حالی که بودجه نظامی آمریکا بیش از ده برابر بودجه ارتش چین و به تنهایی بیش از کل بودجه جامعه اروپایی است.ژاپن هم از زمان جنگ دوم جهانی به اینسو براساس قانون اساسی دیکته شده بدست نیروهای آمریکا به فرماندهی ژنرال مک آرتور از داشتن یک ارتش و وزارت دفاع مستقل بی بهره مانده است در حالی که ایتالیا و آلمان – همپمانان آن روز ژاپنیها و آغازگران جنگ – عضو های موثر ناتو با ارتش منظم و دارای کارخانه های ساخت اسلحه هستند.
هندوستان و پاکستان هم با توجه به شرایط خاض دوران جنگ سرد و داشتن منابع انسانی اگر چه توانسته اند از نظر توان نظامی شرایط بهتری را فراهم کنند همچنان با اهرمهای اقتصادی و سیاسی زیر فشار اروپا و آمریکا قرار دارند تایلند و مالزی و اندونزی وفیلیپین هم به شکلی دیگر با سلاح های آمریکایی وارداتی که بصورت کنترل شده و با برنامه ریزی خود آمریکایی ها به آنها داده میشود همچنان بر اساس دکترین جان اف کندی - مبنی بر ایجاد وابستگی ساختاری در کشورهای نیازمند به کمک آمریکا با توجه به نیاز به خدمات و پشتیبانی و آموزش در مرجله های بعدی – بدون کمک و همراهی خود آمریکایی ها در برنامه ریزی بلند مدت و مدیریت نظامی ملی و منطقه ای ناتوان هستند.
کشور های عربی و شیخ نشین های خلیج فارس و ترکیه هم به قول کاریکاتوریست ها بدون شرح!
2. مارشال ژوکوف نابغه نظامی روسها میگوید حمله نظامی زمانی شکل میگرد که دشمن پیش از حمله از پیروزی خود خاطر جمع شود. اما براستی ریشه این نابسامانی مشترک در امور نظامی و این همه شکست برای آسیایی ها - ضرف نظر از عوامل داخلی این کشورها - در کجاست؟ دکتر نوشیروان کیهانی زاده چنین میگوید:...
"وسکو دا گاما Vasco da Gama دریا نورد پرتغالی در 23 ماه مه سال 1498 با چهار کشتی مجهز به 20 توپ و 170 تفنگدار پس از دور زدن دماغه جنوب آفریقا و گذشتن از سواحل شرقی آفریقا وارد کالیکت در ساحل غربی شبه قاره هند شد و با این کار ، آغازگر استعمار اروپاییان بر خاور زمین گردید"
پرتغالیها که با هدف استعمار ، از راه دریایی که خود یافته بودند وارد هند شده و نقاطی را در ساحل غربی هند برای اشغال و ایجاد پایگاه جهت دست اندازی به سایر مناطق مشرق زمین از جمله خلیج فارس در نظر گرفته بودند 13 دسامبر سال 1546 در جنگ بر نیروهای حکمران گجرات هند پیروز شدند و موفق به پیاده کردن نقشه خود گردیدند. نیروهای حکمران گجرات سی برابر پرتغالیها بودند ولی چون اسلحه آتشین در اختیار نداشتند شکست خوردند . هندیها تا زمان این پیروزی به پرتغالیها روی خوش نشان نداده بودند که برتری اسلحه (توپ و تفنگ ) ، آنان را مرعوب کرد . اسیب پذیری دیگر هندی ها این بود که یک دولت واحد نداشتند و دولت دهلی بر مناطق جنوبی مسلط نبود. این رویداد به دولتهای غرب درس داد که نه تنها باید برتری تسلیحاتی خود را حفظ کنند بلکه نیابد امکان دهند که ملل دیگر به جنگ افزار موثر دست یابند و نیز باهم متحد شوند . این تجربه پرتغال به صورت یک میراث برای غرب باقی مانده و یک سیاست عمومی آنها شده است . در آن زمان جمعیت همه پرتغال به پایه یک شهر هند نمی رسید و ترس از جمعیت زیاد مشرق زمین هم عامل دیگری برای ترس استثمارگران بوده است ، و این ترس از وقتی زیاد شده است که متوجه شده اند که این جمعیت از تحمل تلفات بیمی به دل را ه نمی دهد؛ مثال بارز آن را چینی ها در اوایل دهه 1950 در جریان جنگ کره با عبور از رود « یالو » از خود نشان دادند.
پیروزی غربی ها بر خاور زمینی ها برتری اسلحه آنان بوده است که با این که اخیرا چین و هند به اسلحه پیشرفته دست یافته اند هنوز آن برتری را حفظ کرده اند."
3. فرمانده نیروی دزیایی آمریکا هفته گذشته در گفتگو با یک خبرنگار دلیل افزایش حضور نطامی آمریکا در خلیح عر... را ( نیروی دریایی آمریکا چند سالیست که این عبارت دروعین را به جای خلیج فارس به کار میبرد بر خلاف ان همه ستایش جرج بوش از فرهنگ و تمدن ایران.همان داستان قسم و دم خروس) افزایش چشمگیر توان نظامی ایران دانست.کاندولیزا رایس هم پس از آزمایش همزمان چند موشک شهاب 3 در ایران گفت ایران در ضورت کاربرد این موشکها در حالت واقعی هزینه سنگینی را پرداخت خواهد کرد.وی همچنین در فرانسه گفته بود ما آماده حمله به ایران هستیم اما چون از ناکارآمد بودن اقدام نظامی نگران هستیم نمیتوانیم این کار را انجام دهیم
با نگاهی به تاریخ ایران میبینیم که هر گاه ایرانیان دارای ارتش نیرومند و توان نظامی بالا بوده اند ایران و ایرانی سرفراز و در آرامش زیسته اند.با یکپارچگی بین ایرانیها – مادها پارس ها و پارت ها – در برخورد با حکومت آشور که از عربها بودند شاهنشاهی ماد بوجود آمد پس از آن توان نظامی و هوشمندی کورش و داریوش دوران پر شکوه هخامنشی را پدید آورد.اشکانی ها با ارتش نیرو.مند و دیدگاه های آزادیخواهانه ایرانی خود بازماندگان اسکندر را از ایران بیرون کردند و چنان هراسی در دل رومی ها افکندند که کینه تاریخی و فرهنگی اروپایی ها به ایرانیها از آن دوران به جا مانده است.ساسانیان با چهار ارتش در خاور و شمال و مرکز و باختر و با نواوریهای نظامی و رسیدگی به سربازان خود در نبرد با خاقان چین بفرماندگی بهرام مهران و در برابر تازیان جنوبی به رهبری شاپور به پیروزی رسیدند و بربرهای شمالی و هونها را در هم شکستند. اما در زمان یزد گرد سوم با بی توجهی به ارتش و نوآوری در آن شد آنچه نباید میشد.
پس از دو قرن سکوت مرداویز زیاری از شمال ایران با بکارگیری سربازان و تیزهوشی نظامی خود عربها را از ایران بیرون کرد و زبان عربی را از سکه انداخت و پس از او برادران بویه این راه را دنبال کردند.سامانیها در خراسان با کمک فرهنگ و زبان فارسی و ارتش خود پایه گذار نخستین دولت ایرانی پس از عرب شدند و...و داستان تا به امروز با نادر شاه و کریم خان و آن پدر و پسر نوشته شده است.
پس از انقلاب مارکسیستی- اسلامی در ایران و نمایشنامه "نوژه" و جنگ 8 ساله با عراق بر اثر نیرنگ دشمنان ایران .بجاماندگان جنگ درسی بزرگ گرفتند که اگر میخواهند بمانند و در این کشور به یکپارچگی حکومت کنند باید توان نظامی خود را افزایش دهند.این را در نامه امام خمینی در پاسخ به نامه فرماندهان سپاه در روزهای پایانی جنگ – که تارگیها به دست هاشمی رو شد – میتوان دید..با توجه به نبود رابطه دیپلماتیک بین ایران و آمریکا و شرایط تحریم و ضعیف شدن نسبی نیروی هوایی ایران با کمک گرفتن از کره سمالی از یک سو و تکیه بر توان و دانش درون مرزی از سوی دیگر دستگاه نظامی کشورمان به سمت پیشبرد فناوری نظامی و بویژه توان موشکی رفت تا به این شکل توان بازدارندگی خود را افزایش دهد که به همراه سیاستهای تنش زدایی 16 ساله نقش پر رنگی در برتری ایران در این سالها در خاورمیانه داشته است و در حقیقت نگرانی اسراییل هم در همینجا نهفته است که ناچار شود از این پس نقش دوم بازی در خاور میانه را تحمل کند و گرنه برنامه هسته ای ایران بهانه ای بیش نیست.هدف اسلی آمریکایی ها نابودی توان نظامی ایران و حفظ جایگاه برتر اسراییل در منطقه است.
افزایش توان نظامی به همراه سیاست منطقه ای و جهانی خرد گرای غیر ایدئولوژیک و بهبود و برقراری رابطه با آمریکا سه دستور اساسی برای بدست آوردن جایگاه برتر و حفظ آن به همراه یکپارچه ماندن ایران است که اسراییل و کشورهای عربی و اروپا از رخ دادن آن نگران هستند و بر سر راه این سه مورد – بازدارندگی نظامی. سیاست خردگرا. برقراری رابطه با آمریکا - سنگ اندازی میکنند. |