? سفره و نفت...
سفره و نفت...

برای یادآوری و پیشگیری از فریب خوردن چندباره ایرانیان

اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
از گذشته...

   

 

 

دوشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1386
رافت اسلامی با کمی شرح

حزب الله در تهران – بهار 1386 –  Spring 2007

القاعده در عراق – تابستان 1383 – Summer 2004

 

و...

القاعده در هنگام اعمال رافت اسلامی(برای 15 سال به بالا!)


شنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1386
خیر وخوشی

1- شرق الاوسط چاپ لندن روز چهارشنبه نوشت احمدی نژاد در سفر به امارات قول داده است که مساله سه جزیره را حل کند و شایغ شد که قرار شده است ابوموسی را به امارات واگذار کنند تا عربها با آمریکاییها بر ضد ایران همراه نشوند حتا العطیه هم به قول جمهوری اسلامی در این رابطه اشاره کرد.سایتهای نزدیک به احمدی نژاد از جمله رجانیوز پنج شنبه این موضوع را رد کردند و آنرا شایعه ای بیش ندانستند.

2- بهمن 85 در گیر و دار ماجرای سد سیوند دولتی ها آبگیری را شایعه دانستند و گفتند آبگیری یک سال به تعویق افتاده است تا کار باستانشناسان تمام شود. دو ماه بعد در فروردین 86 ایلنا فاش کرد که آبگیری سد سیوند در همان بهمن 85 بطور پنهانی آغاز شده است. چندی بعد هم دکتر الف نون در سفر به استان فارس شایعه ای را که در بهمن تکذیب کرده بود اینبار تایید کرد.

3- برای آنکه به میهندوستی و ایرانخواهی روحانیون شیعه و همپالکی هایشان در جمهوری اسلامی پی ببریم شاید بد نباشد نگاهی به گذشته آنان بیاندازیم به ماجرای فرقه دموکرات آذربایجان در دهه بیست و البته از بین یادداشت های اسدالله علم. علم در خاطرات 5 جلدی خود مینویسد:  "...قرار بود آیت الله خوانساری شرحی برعلیه مارکسیست های اسلامی بنویسد، اما امتناع کرده بود. عرض کردم آخوند این فرم است و کاری هم نمی شود کرد. ... چاره ای هم ندارد چون خیال می کند زندگی او به تحمیق مردمان بستگی دارد. فرمودند1 عجب این مطلب درست است. این آخوندهای پدرسوخته در قضیه آذربایجان کوچکترین تاثیری نداشتند. هرچه من به آیت الله بروجردی که واقعا هم مرجع تقلید بسیار مهمی بود پیام فرستادم که یک نقی لااقل بزن، آذربایجان دارد از دست می رود و از ایران جدا می شود نگفت که نگفت، با آن که می دانست این کار کمونیست هاست و کمونیست ها هم نه دین دارند و نه وطن. عرض کردم متاسفانه صحیح است. اینها  بی دین ترین مردمانند. یک وقتی قرار بود ما تلگرافی از بیرجند به قوام السلطنه بکنیم بر علیه توده ایها و یک آیت الهی که طرفدار ما بود اول کاری که کرد تلگرافی چنان سخت بر علیه رقیب خودش نوشت که از هیچ کافری امکان نداشت و من ازهمان روز اعتقاد خودم را به این پدر سگ ها از دست دادم. فرمودند یک موضع دیگر یادم آمد. امام جمعه تبریز پس از غائله آذربایجان از آن جا فرار کرده بود. او را پذیرفتم و پرسیدم چطور شد؟ گفت الحمدالله به خیر و خوشی گذشت. چون قرمساق خودش فرار کرده بود می گفت به خیر وخوشی گذشت."2

1.       محمد رضا شاه پهلوی

2.       خاطرات اسدالله علم/ 14 بهمن 1354


جمعه 21 اردیبهشت ماه سال 1386
فوتورمان مینیمالیستی تاریخی یک انقلاب و پس از آن

پیش پرده

 پایان دهه پنجاه و آغاز دهه شصت، انقلاب مارکسیستی و توده ای ایران، اسلامی میشود. حزب اللهی ها به خیابان می آیند با توسری برای بازگشت روسری بر سر بانوان. کار به آستین کوتاه آقایان و شلوار پسران هم میکشد. کشیده و مشت و لگد حزب الله به داد اسلام میرسد.

دربین آنها چهره محمد غرضی و محسن رضایی دیدنی است. از مشت و لگد – یا همان رافت اسلامی - وزارت و سرداری در راه است.

 

پرده یکم

روزی روزگاری در میانه دهه شصت وزیر وقت فرهنگ و ارشاد ع.معادیخواه با یکی از هنرپیشه های پیش از انقلاب در دقتر کارش برهنه و هنگام " آن کار دیگر" به دام می افتد. او را خدمت امام میبرند قضیه ماستمالی میشود تا اسلام ضربه نخورد.

محمد خاتمی جانشین ع.معادیخواه میشود و آب هم از آب تکان نمیخورد.

 

پرده دوم

روزی دیگر و در همان روزگار وزارت محمد خاتمی هنرمند نام آشنای ایران سوسن تسلیمی بنا بر نظر وزارتخانه ممنوع چهره میشود. چهره زیبا و جذاب زنانه او برای انقلاب دردسر ساز شده است. دریکی از صحنه های فیلمبرداری نماینده ارشاد حتا به نوع دویدن سوسن تسلیمی گیر میدهد تا آنجا که چند بار فیلمبرداری تکرار میشود. ایراد به نوع و رنگ و اندازه مانتو هم که جای خود را دارد.

سرانجام سوسن تسلیمی مهاجرت میکند و در سوئد بدنبال کار هنری میرود و اسلام انقلابی از این امتحان الهی سربلند بیرون میاید.

 

پرده سوم

روزهای دیگریست. دوران دوم خردادیها فرا میرسد – دهه هفتاد -  و اینبارخاتمی رییس جمهور محبوب ایرانیها شده است.در یک مراسم هنری در شیراز گوهر خیر اندیش هنگام تقدیر از یکی از شاگردانش پیشانی او را میبوسد.باز هم ضربه ای دیگر به درخت تنومند اسلام وارد شده است و کار به غیرت و حراست و شلاغ میکشد. در همین روزها ماجرای اجاره دادن دختران بی سرپناه توسط یک روحانی بلندپایه دستگاه قصایی ایران به برخی چهره ها کار دست نظام میدهد.

 اینبار هم حق بر باطل پیروز میشود.

 

پرده چهارم

 باز هم در همان روزگار خاتمی یک خلبان ایرانی شاغل در دبی خبر از قاچاق و فروش دختران ایرانی در فجیره امارات میدهد.با کاپیتان یحیی اخراج میشود و حتا با خانواده اش برخورد میشود و روزنامه ها و خبرنگاران هم از برخورد متشرعانه حکومت ولایی بی نضیب نمیمانند. چندی بعد یکی از دختران دانشجوی رشته جامعه شناسی دانشگاههای تهران خبرهای مشابهی از کویته وکراچی پاکستان میدهد و حضرات آیات و حجج اسلام ککشان هم نمی گزد.

میگویند هر دختر 8 تا 12 میلیون تومان توسط سپاه قیمت گزاری شده است. دهه هشتاد رسیده است

 

پرده پنجم

 دکتر الف نون در گشایش بازیهای آسیایی قطر در کنار شیخ قطر رقص مدرن و اسلامی عربی نیمه برهنگان را به دظاره مینشیند...

 ...فیلم حضور رحیم مشایی معاون دکتر الف نون در یک مراسم مشابه در ترکیه بر روی موبایلها دست بدست بین مردم میگردد...

 ...فیلم برخورد با زنان در تهران که بوسیله مردم گرفته شده است از شبکه های ماهواره ای و شبکه BBC بارها پخش میشود...

 

پرده ششم

 دکتر الف نون دست خانم معلم خود را میبوسد

 

پرده هفتم

دیگر پرده ای باقی نمانده است


یکشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1386
یک نمایش در جلو صحنه

 دوران نوجوانی من و بسیاری چون من پر از خاطره هایی است که در گوشه و کنار آن رد پای نسلهای گذشته را میتوان دید از پدر و مادر و امام غایب بگیر تا سیاسیون دوران پهلوی و چهره های هنری و فرهنگی مسلمان انقلابی. وجه مشترک همه این رد پا ها - اگر گزافه گویی نباشد – نقشی از فریب و پنهانکاری مصلحت جویانه در پشت صحنه و جنجال آفرینی و هیجان افراط گرایانه در جلو صجنه است گویی همزمان دو نمایش بر پرده نقش میبندد یکی برای دیدن و به فراموشی سپردن و دیگری برای حتما ندیدن و سپردن به حافظه تاریخی و البته تلخ همچون زهری که مسموم میکند اما نمیکشد.

 صحنه این نمایشهای تاریخی و فرهنگی شباهت بسیار زیادی به برخی فیلمهای ایرانی و یا هندی دارد. در این فیلمها هر جا فیلمنامه نویس و کارگردان از هر جهت کم بیاورند یا توان پاسخگویی به منطق تماشاگر در غالب سناریو را نداشته باشند فوری بزن بزن و سکس و بدمستی و کافه به هم ریختن به خورد بیننده میدهند تا ناتوانی خود را با تحریک غریزه و هیجان سازی بپوشانند.

 در یکی از همین دست فیلمهای پیش از انقلاب بنام یاران – اگر نامش درست به خاطرم مانده باشد -  در سکانس آغاز فیلم فرزام دلجو که نقش دزد را بازی میکرد به اتفاق همدستانش برای زدن صندوق یک کلوپ دست بکار میشوند. همدستان در بیرون کلوپ یک دعوا و بزن بزن ساختگی راه میاندازند تا توجه دیگران از جمله خود صاحب کلوپ به این نمایش جلب شود. و در بیخبری و شلوغی اوضاع فرزام دلجو – یا همان دزد فیلم – در حالی که ساندویچ میخورد و هر از گاهی نگاهی هم به صحنه نمایش داشت با خیال آسوده و در آرامش صندوق را خالی کرد و بدون دردسر کلوپ را ترک کرد. صاحب کلوپ تازه چند دقیقه بعد از پایان دعوای ساختگی ماجرا دستگیرش شد و البته کمی دیر...

 برخورذ با بدحجابی بازداشت و حکم زندان برای کنشگران زن ایرانی از جمله پروین اردلان. به زندان انداختن معلمان در چند استان و برخوردهای تازه با دانشجویان در خوابگاهها. ایست و بازرسیها در برخی شهرها و حتا بازار داغیهای حکومتی برای اخراجی های مسعود ده نمکی همه را میتوان بخشی از یک نمایش در جلو صحنه دانست و سرپوشی بر اصل داستان که در پشت در های بسته جریان دارد. آیا این روزها به لحن نرم کاندولیزا رایس دقت کرده اید و یا ناز و کرشمه احمدی نژاذ و بوش. همینطور ابراز تمایل نانسی پلوسی برای سفر به ایران و تکذیب بعدی و برنامه ریزی های بعدتر برای انحام این سفر توسط نمایندگان مجلس.

 براستی پشت پرده چه چیز را به معامله گذاشته اند؟ حق مسلم ما یا ...


یکشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1386
مشکل گوارشی

"...در اردوی تیم ملی روز قبل از مسابقه به بازیکنان ما خورشت قیمه با لپه می‌دهند و دختران مشکل گوارشی پیدا می‌کنند؛ این در حالی است که به پسری که در اردو خوابیده و مسابقه ندارد، چلوکباب می‌دهند. وقتی عدالت را در این امر کوچک رعایت نمی‌کنند، چگونه انتظار موفقیت طرح ادغام را داشته باشیم.  وقتی ناظر ورزش بانوان به فدراسیون می‌آید، دبیر او را راه نمی‌دهد، با این وضعیت نمی‌شود کار کرد." اینها بخشی از گفته های پروانه نظرعلی رئیس دانشکده تربیت بدنی دانشگاه الزهرا و نایب رئیس‌ فدراسیون شمشیربازی زنان ایران است درباره مشکلات خودش و زنان ورزشکار ایرانی که هفته گذشته در دندانپزشکی توی روزنامه خواندم. اگر دکتر نظرعلی را نمیشناختم شاید با خودم فکر میکردم شوخی میکند و آن چند برگ کاغذ توی دستم مجله گل آقاست که میخوانم ولی متاسفانه اینطور نبود...حقیقت بود.

 در تعطیلات نوروز ایمیلی دریافت کردم که در نوع خودش جالب بود. برادری! از نوشته من درباره زنان - خود "باور" مشکل اصلی است /  برای نوشین احمدی و یارانش – گلایه کرده بود که شما از دین و مسلمانی چیز زیادی نمیدانید و همه آنچه نوشته اید عقده گشایی شخصی است. در پایان هم مرا به خواندن قران برای پی بردن به حقیقت اسلام درباره زنان سفارش کرده بود که پذیرفتم. از چهارم فروردین تا نهم یک چشم به قران داشتم به سفارش برادرانه و چشمی هم به "تفسیر نمونه".

 آنچه بدست آمد اکر براستی حقیقت اسلام درباره زنان باشد واقعا خواندنی و شنیدنی است. بد نیست یکبار به اتفاق به گوشه ای از آنچه در این پنج روز یافتم نکاهی بیاندازیم:

 

 

سوره نسا آیه 24

نکاح زنان محصنه نیز بر شما حرام شد مگر آن زنان که در جنگهای با کفار بحکم خدا متصرف شدید.

***

سورهُ نساء آیه 34

مردان را بر زنان حق تسلط و نگهبانی است. به واسطهُ آن برتری که خدا بعضی را بر بعضی مقرر داشته است. و هم به واسطهُ آن که مردان باید از مال خود به زنان نفقه بدهند. پس زنان شایسته و مطیع آنهایند که در غیبت حافظ حقوق شوهرانشان باشند. و آنچه را خدا به حفظ آن امر فرموده نگه دارند. و زنانی که از مخالفت آنان بیمناکید ‘ ابتدا آنها را موعظه کنید اگر مطیع نشدند از خوابگاه آنها دوری کنید. باز مطیع نشدند به زدن آنها را تنبیه کنید. چنانچه اطاعت کردند دیگر هیچگونه ستم بر آنها روا ندارید. همانا خدا بزرگوار و عظیم الشان است.

***

سورهُ بقره آیه 23

زنان شما کشتزار شمایند. هر زمان و به هر طریق که خواستید به کشتزار خود نزدیک شوید.

***

سورهُ نسا آیه 15

زنانی که عمل ناشایست انجام دهند چهار شاهد مسلمان بر آنها بخواهید. چنانچه شهادت دادند آنها را در خانه نگه دارید تا زمان مرگشان فرا رسد.

سورهُ نسا آیه 16

اگر در میان شما دو مرد مبادرت به عمل زشتی کردند. هر دو را مجازات کنید. اگر توبه کردند آنها را به حال خود واگذارید.

***

سوره احزاب آیه 50
 ای پیغمبر ما زنانی را که مهرشان را ادا کردی بر تو حلال کردیم و کنیزانی
که به غنیمت خدا تو را نصیب کرد و ملک تو شد و نیز دختران عمه و دختران
دایی و دختران خاله آنها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیز زن مومنه ای
که خود را به رسول بی شرط  و مهر ببخشد و رسول هم به نکاحش مایل باشد٬
که این حکم مخصوص تست و نه مومنان که ما حکم زنان عقدی و کنیزان ملکی
مومنان را بعلم خود بیان کردیم٬ این زنان را همه بر تو حلال کردیم بدین سبب بود که بر وجود
تو در امر نکاح هیچ حرج و زحمتی نباشد......

***

سورهُ نور آیه 6

آنان که به زنان خود نسبت زنا بدهند و بر این ادعا جز خود شاهدی نداشته باشند چهار بار سوگند بخورند

 

 

اگر حوصله دارید چندبار دیگر هم بخوانید. شاید اگر دکتر نظرعلی هم مانند من چنین ایمیلی دریافت کرده بود نور حقیقت به دلش تابیدن میگرفت و از چیزهایی پیش پا افتاده چون خورشت قیمه و مشکل گوارشی دختران بنابر همین چند آیه دچار شگفتی نمیشد. مگه نه؟


 

  دریافت با ایمیل

 

شمار بازدیدکنندگان : 33121



Visitors & Statistical Data

آخرین یادداشت ها
این وبلاگ به گروه سفره و نفت وابسته میباشد